روزه و صبر
«صبر» از خصایلی است که در اخلاق اسلام بر آن بسیار تأکید شده است ، انسان مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی خویش در راه هدفهایی مبارزه میکند و با مشکلاتی نیز روبرو است بدون خصلت صبر، پیروزی بر مشکلات و رسیدن به هدفها آسان نیست . صبر و مقاومت بر نیروی پایداری انسان می افزایدو اراده را توانا میسازد هیچ جامعه ای اگر تحمل ناگواریها را نداشته باشد بر مشکلات خویش و بر دشمنان خویش نمیتواند پیروز گردد. با صبر و مقاومت است که میتوان به پیکار ستمگران رفت و دست استعمار گران را کوتاه نمود و روزه بویژه در روزهای گرم و طولانی تابستان که فشار تشنگی طاقت فرسا میشود بطور چشمگیری به انسان صبر و مقاومت می بخشدو تحمل رنج و سختی را بر آدمی آسان میسازد.
قرآن کریم با توجه به همین اثر که از روزه به صبر تعبیر کرده است : و استعینوا بالصبر و الصلوه ......... از صبر(روزه ) و نماز کمک بگیرید.....
امامان معصوم ما علیهم السلام «صبر» را در این آیه به روزه تفسیر کرده اندو پیامبر گرامی (ص) نیز ماه رمضان را ماه صبر نامیده اند :« شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنه» (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است) و امام صادق علیه السلام نیز بهمین ویژگی روزه اشاره فرموده است: هر گاه برای کسی حادثه ای جانکاه پیش آمد روزه بگیرد که خدا فرموده است « و استعینوا بالصبر و الصلوه».
روزه و قناعت
اسلام بر خلاف مکاتب مادی شرق و غرب دنیا و نعمتهای مادی آنرا وسیله ای برای تکامل معنوی و رسیدن به سعادت جاوید میداند و بهمین دلیل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت جویی و مصرف نیست بلکه فرهنگ قناعت و ایثار است. در روشهای مادی تن آدمی و خور و خواب آن اصالت داردو حرص و آز برای برخورداری بیشتر گریبانگیر افراد است و در اسلام اصالت با معنویت انسان است و قناعت و ایثار و فداکاری از راههای وصول به مراتب بلند انسانیت محسوب میشود.
روزه فریضه ای است که مسلمانان را از غرقه شدن در مادیگرایی و حرص و آز برای لذتهای مادی و مسابقه برای مصرف و تن پروری میرهاند و به او می اموزد که به فکر دیگران باشد و بر خواهشهای جسمانی خویش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نیاز قناعت ورزد و از اصراف و تبذیر بپرهیزد. روزه به مسلمانان می آموزد که با کم هم میتوان زیست و حرص و طمع فقط غرق شدن در مادیات و انحراف از معنویات است و برای زیستن لازم نیست که با همه وجود تن و لذتهای آن پرداخت.
روزه به مسلمان مناعت و قناعت را می آموزد و ارزش این صفات و تأثیر آن در ایجاد صفات برجسته دیگر همچون زهد و جود و بخشش بسیار است
ثواب ها و فواید روزه.
افزایش در پاداش
خداوند روزه داشتن بنده های خود را بر خود انتخاب کرده و پاداش آنرا بر بنده های خود میدهد. پاداش آنرا به گونه چندین مرتبه بیشتر افزایش میدهد. چنانچه در حدیث قدسی ذکر شده "به جز از روزه که آن برای من است و من او را بر آن پاداش میدهم. "روزه داشتن را برابرای نیست و دعای روزه دار رد نمیشود.
رمضان یکی از ستون های اسلام است. قران درماه رمضان نازل شده. روزه گرفتن در ماه رمضان معادل بر ده ماه روزه است از روی ثواب. هر که ماه رمضان را از روی ایمانداری و به امید دریافت پاداش روزه میگیرد، گناه های گذشته او بخشیده میشود.
شخصی روزه دار در دو لحظه لذت دارد:
وقتیکه روزه ای خود را باز میکند و دیگر هنگامیکه با خداوند ملاقات میکند، به روزه داشتن خود شادمانی می ورزد. روزه در قیامت شفاعت روزه دار را میکند و میگوید "خداوندا، من او را از غذا و شهواتی بدنی باز داشتم در هنگام روز پس مرا اجازه بده تا شفاعت او را کنم. بوی دهن روزه دار به نزد خداوند بهتر است از بوی مشک.
روزه داشتن یک محافظت است
روزه داشتن یک محافظت است و یک قلعه مستحکم است که انسان را از آتش مصعون نگاه میکند. هر که یک روز را به خاطر خشنودی خداند روزه بگیرد خداوند روی او را به فاصله هفتاد سال از آتش دور میکند.
هر کسی یک روز را روزه بگیرد، و آن آخرین روز زندگی اش باشد پس وی داخل بهشت خواهد شد. در بهشت دروازه ای است به نام رعیان، روزه داران از آن داخل میشوند و تنها ایشان و بعد از ایشان, آن دروازه قفل میشود و هیچ یک از آن داخل نمیشود.
در هر روزه افطاری خداوند مردمانی را که از آتش دوزخ رهایی میابند انتخاب میکند. در روزه گرفتن خردمندی بسیار و فواید بی شمار است که وابسته به تقوا و پرهیزگاری میباشد چنانکه الله تعالی می فرماید " ... تا شما پرهیزگاران شوید. «البقره:۱۸۳»" اگر شخصی برای کسب خشنودی الله و از ترس عذاب او از چیزهای حلال اجتناب می کند، پس پرهیز کردن از حرام برایش آسانتر می گردد. احساس گرسنگی در معده دیگر اعضای بدن را از گرسنگی و خواهشات باز می دارد. روزه داشتن سببی ورشکست شیطان، جلوگیر خواهشات و نگهدارنده حواس میشود. وقتی احساس گرسنگی در دل روزه دار غالب میشود، او از حال غریبان آمده احساس ترحم پیدا میکند و به ایشان طعامی می خوراند. روزه داشتن انسان را می آموزد تا چگونه از هوس و گناه دوری کند. انسان را کمک میکند تا بر طبیعت خود قادر گردد و خود را از عادت های باپسندیده برهاند. روزه داشتن انسان را وقت شنانس میسازد.
دوری از گناه
از گناه ها باید دوری کرد "هر گاه یکی از شما روزه داشته باشد بگذارید تا متهم به گناه نشود. - اگر یک روزه دار دروغ و بد کرداری را ترک نکند، پس الله ضرورتی ندارد که آن شخص آب و غذا را بر خود ترک کند." همچنان حضرت پیامبر «ص» فرموده اند "شاید یک روزه دار از روزه خود هیچ چیز در نیابد، مگر تشنگی و گرسنگی. " در رمضان باید از جنگ و جدال خود داری کرد پیامبر «ص» توصیه کرده اند که باید گفت "من روزه دارم " به این وسیله خود و طرف مقابل را از رمضان یاد آور سازد.
فضیلت رمضان : مجموعه از احادیث نبوی صل الله و علیه و سلم
رسول الله (ص) در دههء اخیر رمضان اعتکاف نموده و می فرمود : شب قدر را در دههء اخیر رمضان جستجو کنید.
رسول الله (ص) به چند دانه رطب ( خرمای تازه ) افطار می نمود. اگر خرمای تازه نمی بود، پس چند جرعه آب می نوشید.
رسول الله (ص) فرمود: خداوند عزوجل فرمود: محبوب ترین بندگانم نزدم کسی است که در افطار بیش از همه شتاب میکند.
رسول اکرم (ص) فرمود: فرق میان روزه، ما و روزهء اهل کتاب سحری کردن است.
سحری کنید زیرا در سحری ها برکت است.
چون رمضان آید، در های بهشت باز شده و در های دوزخ بسته گردد و شیاطین به زنجیر کشیده می شوند.
کسی که یک روز از رمضان را غیر از رخصت و بیماری بخورد اگر تمام عمر خویش را روزه قضایی بگیرد آنرا جبران کرده نمی تواند.
روزه نیمه ای از صبر است و به همین دلیل مومن به آمدن ماه رمضان خوش میشود و سینه اش گشاده میگردد.
کسی که بخاطر خداوند (ج) یک روز روزه میگیرد، خداوند او را به اندازه هفتاد سال از آتش دورخ دور میسازد.
هر آئینه در بهشت دری است که به آن ریان گفته میشود و روزه داران در روز قیامت از آن داخل میگردنند که هیچکس غیر از ایشان داخل نمیگردد. گفته میشود: روزه داران کجایند ، پس ایستاده میشوند و از آن کسی غیر از ایشان داخل نمی گردد و چون داخل شوند در بسته میشود و هیچکس از آن وارد نمی شود.
معنی لغوی فطر روزه را باز کردن ومعنی صدقه فطر صدقه روزه باز کردن است در اصطلاح مراد از صدقه آن صدقه واجبی است که با خاتمه یافتن رمضان و به خاطر باز کردن روزه داده میشود و دستور ادا کردن صدقه فطر در آن سالی که روزه ماه مبارک رمضان بر مسلمانها فرض گردیدتوسط رسول اکرم(ص) در همان سال صادر گردید.
حکمت و فوائد صدقه فطر در این است که انسان را از آن گناهانی که خواسته یا ناخواسته مرتکب شده پاک ساخته و روزه اش در حضور خداوند(ج) مورد قبول واقع گردد و علاوه بر آن حکمت وفوائد صدقه فطر در این است تاافراد مستمند و فقیر را با روحیه اخوت و برادری و همراه با احساس شدید نوع دوستی مورد کمک قرار داده و قسمتی از ضروریات ایشان را مرفوع نماید و باید که صدقه فطر قبل از نماز عید ادا گردد.
حضرت ابن عباس (رض) میفرماید که : رسول اکرم(ص) به این جهت صدقه فطر را مقرر فرموده اند که روزه داران را از امور بیهوده و انحرافات منفی پاک گردانیده و ضروریات اولیه مردم فقیر و مستضعف نیز فراهم گردد.پس آن کسی که قبل از نماز عید صدقه فطر خویش را ادا نماید آن صدقه به شرف قبول واقع گردیده ؛ اما اگر بعد از نماز ادا کند مانند سایر خیرات و صدقات یک صدقه به حساب میآید.
صدقه فطر بر هر مسلمانی که زندگی متوسط و آرامی داشته باشد ؛ بر زن و مرد و بالغ و نابالغ واجب است و آن کسی که بیشتر از ضروریات اصلی دارائی داشته باشد صدقه فطر بر آن واجب است و برای واجب شدن صدقه فطر ضروری نیست که مثل حکم زکات یک سال بر مال شخص بگذرد بلکه اگر از چند لحظه قبل از طلوع فجر نیز خداوند (ج) کسی را صاحب ثروتی ساخت پس صدقه فطر بر وی واجب میگردد
وقت واجب گردیدن صدقه فطر هنگام طلوع فجر روز عید رمضان است لیکن تقاضای حکمت و نصب العین وجوب آن در این است که این وجیبه باید چند روز قبل از حلول عید ادا گردیده و به نیازمندان و افراد مستحق برسد تا که ایشان با اطمینان و فرصت کافی ضروریات خویش را تهیه و تدارک نموده و در عیدگاه با خاطری آرام تر شرکت نمایند. انسان متوسط الحال علاوه بر خودش باید از جانب اولاد نا بالغ خود هم صدقه فطر را ادا کند و مقدار صدقه فطر بر شخص بالغ و نابالغ یکسان میباشد و آن عبارت از یک کیلو و یکصد و ده گرم گندم و یا قیمت روز آن میباشد
ماه رمضان تمام روز ها و شبهای آن تمام ساعات و دقایق آن و تمام لحظات آن سرشار از فیض و برکت و درخشش انوار الهی میباشد اما شب قدر جایگاه اختصاصی خود در ماه رمضان را دارا میباشد.عبادت در این شب متبرک بسیار ثواب و اجر عظیم داشته و همان طور که این شب از هزار ماه بهتر است عبادت هم به هزار درجه افضل میباشد و درصد اجابت دعا در این شب بسیار بالا است پس بکوشیم تا این شب را دریابیم و با ذکر خدای متعال و انجام اعمال نیک و دستگیری از تهیدستان و یتیمان و بیوه زنان از خدا بخواهیم که سعادت یافتن این شب را نصیب مان گرداند.
قدر دو معنی دارد یکی اندازه کردن وقت و فیصله کردن است یعنی اینکه خداوند(ج) اندازه هر چیز را مشخص کرده و وقت آن را معین میکند احکام نازل میدارد و تقدیر هر چیز را مقرر میدارد . آیت قرآن کریم است: فیها یفرق کل امر حکیم* امرا من عندنا.«الدخان آیات ۴ و ۵»« در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر میشود. فرمانی از جانب ما.»
معنی دیگر قدر عظمت و بزرگی است . یعنی لیلة القدر آن شبی است که در نزد خداوند(ج) بسیار با عظمت و با فضیلت است و برای قدر و عظمت آن این دلیل کافی است که خداوند متعال این نعمت عظیم یعنی قرآن مجید را نازل فرموده است.
از حضرت عایشه (رض) روایت است که رسول الله (ص) در دهه اخیر رمضان چنان به ذکر و عبادت توجه خاص میفرمودند که در ایام دیگر نمی فرمودند رسول اکرم (ص) در این شب بیش از پیش به سجده و قیام و ذکر و تسبیح ترغیب نموده فرمودند: « هنگامیکه لیلةالقدر می آید پس جبرئیل امین با جمع کثیری از ملائکه به زمین فرود می آیند و برای آن بنده دعای رحمت و مغفرت میکنند که ایستاده و نشسته به ذکر و یا عبادت خداوند(ج) مشغول میباشد» و همچنین ارشاد فرمودند که: « ای مردم بر شما ماهی آمده است که در آن شبی است که از هزار ماه افضل است . آن کسی که از این شب محروم ماند پس وی از همه امور خیر محروم گردیده است و در این شب کسی از خیر و برکت محروم میگردد که وی واقعا محروم است»
در شب قدر هر دعای که انسان به درگاه خدای متعال بکند مورد قبول واقع میشود و بیان حضرت عایشه (رض) است که: من به رسول کریم (ص) گفتم که اگر برایم معلوم گردد که کدام شب لیلة القدر است به من بگوئید که در آن شب چه دعای بکنم؟رسول خدا(ص) فرمودند این دعا را بخوان:« اللهم انک عفو کریم تحب العفو فاعف عنی» یعنی ای بار خدایا ! تو نهایت آمرزنده و بخشنده ای و آمرزش برایت پسندیده است پس خطا های مرا عفو کن.»
امیدواریم که خداوند توفیق عنایت فرماید تا از جمله مقربان درگاهش گردیده و با انجام فرائض واجبات و سنن و مستحبات و شب زنده داری در این ماه پر فیض این شب متبرک را هم دریابیم و با دعا و نیایش از خداوند(ج) بخواهیم که گناهان ما را عفو کرده و حاجات ما را بر آورده سازد.
گناه شنیدن غیبت : غیبت گناهى است که غیبت کننده به تنهایى نمىتواند آن را انجام دهد. پس شنونده غیبت در تحقق این گناه سهیم است؛ مگر آن که با غیبت کننده مخالفت کند و او را از غیبت باز دارد و در جایى که نمىتواند با او مخالفت نماید و او را از غیبت منع کند باید از شنیدن غیبت خوددارى نماید و در قلب خویش با غیبت کننده مخالف باشد.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: مَن رَدّ الخَلایق عَن عَرض اَخیهِ بِالغیبِ کانَ حَقاً عَلى اللَّه اَن یرد عَن عِرضِهِ یَومَ القیامة.
کسى که مردم را از تعرض به آبروى برادرش در غیاب او باز دارد بر خداوند است که در روز قیامت آبروى او را نگه دارد.
امام باقر(علیه السلام) در این باره فرمودند: مَن اَغتیب عِنده اَخوهُ المُؤمِن فَنصره و اَعانه نَصره الله فِى الدنیا و الاخره و مَن لَم یَنصره و لَم یدفع عنهُ و هو یَقدر عَلى نُصرته و عَونه خَفضه الله فى الدنیا و الاخره
کسى که چون برادر مؤمنش را در نزد او غیبت کنند او را یارى دهد خداوند او را در دنیا و آخرت یارى مىدهد و کسى که او را یارى نکند و بدگویى را از او دفع ننماید در حالى که بر یارى او تواناست، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد.
معنای غیبت
فقها تعاریف فراوانی برای غیبت داشته اند و معیارهایی در این خصوص ارائه کرده اند. شیخ شهید در کتاب کشف الریبه ملاک غیبت را اینگونه معنا کرده است که:
" هرگاه کسی در غیاب دیگری سخنی نسبت به او بگوید که عرفاً و در نزد مردم نقص و عیب به حساب می آید و قصد وی از این کار سرزنش و یا برملا کردن نقص او باشد، مرتکب غیبت شده است."
همچنین ابوذر می گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم که غیبت چیست؟ حضرت فرمودند:" غیبت عبارت است از اینکه نسبت به برادرت چیزی بگویی که او از آن خوشش نمی آید.
ابوذر پرسید: حتی اگر این صفت و ویژگی در او باشد؟- باز هم غیبت، به حساب می آید؟- حضرت فرمود:" اگر- آن صفت- در او باشد، غیبت است؛ والا تهمت به حساب می آید."
اشکال مختلف غیبت
نکته قابل توجه اینکه غیبت کردن تنها با لفظ شکل نمی گیرد، بلکه در بسیاری از موارد غیبت کردن با حرکات اعضا هم مصداق می یابد، چنان که عایشه می گوید:" زنی نزد ما آمد. چون روی خود برگرداند با دست اشاره کردم که کوتاه قد است. رسول خدا(ص) فرمودند: غیبت این زن را کردی."
از روایات درک می شود که افشای آنچه از عیب های مومن پوشیده شده است حرام می باشد؛ چه شخص راضی باشد و چه راضی نباشد، چه قصد برملا کردن نقص در میان باشد و چه نباشد، اما از ملاحظه مجموع روایات برمی آید که قصد، برملا کردن نقص است که این افشاگری را حرام می کند مگر این که اصل مورد از مواردی باشد که اظهار آن حرمت شرعی داشته باشد مثل معصیت که خود معصیت کننده هم نمی تواند اظهار کند.
حتی اگر مومن نسبت به برملا کردن مسائل پنهان خود راضی باشد و قصد برملا کردن نقص و عیب هم در میان نباشد، غیبت به حساب می آید.
حرمت غیبت اجماعی است
اندیشیدن در این پیامدها به آن مبتلا نشویم و اگر مبتلا هستیم، به زودی برگردیم که اگر با این صفت از دنیا برویم، رسوایی در قیامت را به دنبال دارد و صورت ملکوتی آن همان است که در سوره مبارکه حجرات آیه 12 آمده است:" ... آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر خود را بخورد، در حالی که مردار است...؟!"
از آن جا که غیبت کننده در دنیا آبروی مردم را دریده است- مانند حیوانی که بدن مردم را پاره می کند- در قیامت صورت ملکوتی این عمل- خوردن مردار- به او برمی گردد.
عذاب برای غیبت کننده
در برخی روایات هم آمده است که در روز قیامت غیبت کننده گوشت خود را می خورد.
مرحوم شیخ صدوق به سند خود از امام علی(ع) نقل می کند که در ضمن موعظه های خود به نوف البکالی فرمود:"...
از غیبت دوری کن، زیرا غیبت نان و خورش سگهای آتش است. ای نوف! دروغگوست کسی که فکر می کند حلال زاده است در حالی که گوشت های مردم را با غیبت کردن می خورد." در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) آمده است که :" کسی که فرد مسلمانی را غیبت کند، روزه اش باطل گردد و وضویش شکسته شود و در قیامت در حالی محشور می شود که از دهانش بویی بدتر از مردار به مشام می رسد ، به طوری که اهل قیامت از بوی او در عذاب خواهند بود."
فردی که عیب های پوشیده مردم را افشا می کند؛ چون مردم ناموس الهی اند، هتک حرمت الهی کرده است. پس در این عالم و آن سرا رسوا خواهد شد.
در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده که رسول خدا(ص) در معراج از خداوند پرسید:
" ای پروردگار! حال مومن نزد تو چگونه است؟ فرمود، ای محمد! کسی که دوستی از من را اهانت کند، پس همانا به محاربه با من اقدام کرده است..."
در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است که غیبت کردن سبب خروج از ولایت الهی و ورود در ولایت شیطان می شود.
غیبت حق الناسی است که ...
غیبت از جمله گناهانی است که علاوه بر جنبه حق اللهی، جنبه حق الناسی هم دارد.
رسول خدا(ص) در ضمن سفارشات خود به ابوذر فرمود:" از غیبت کردن بترس که آن از زنا شدیدتر است؛ پرسیدم: ای رسول خدا! به چه علت؟ حضرت فرمود: چون زنا کننده اگر توبه کند، خداوند او را می آمرزد، اما غیبت آمرزیده نشود مگر این که صاحبش( غیبت شونده) را راضی کند."
پس چه بسیار افرادی که گرفتار حق الناس شوند و در قیامت شخصی از او راضی نگردد!
روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) گویای تاثیرغیبت در از بین بردن نیکی های بنده است. آن حضرت فرمود:" آتش در سوزاندن و از بین بردن چیز خشک از غیبت در نابودن کردن نیکی های بنده سریع تر نیست؛ چنان که در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که در روز قیامت شخصی در نامه عمل خود نیکی های خود را نمی بیند. چون از این امر سوال می کند به او گفته می شود چون غیبت کردی، عمل تو از بین رفت.
آسیب های اجتماعی غیبت
گناه غیبت نه تنها موجب فساد در ایمان و اخلاق شخص و رسوایی او در دنیا و آخرت می گردد، بلکه مفاسد اجتماعی و بشری را هم به دنبال دارد.
از مقاصد بزرگ انبیاء علیهم السلام تشکیل مدینه فاضله و جامعه ای نیکوست، و این مهم زمانی به وجود می آید که مردم با یکدیگر الفت و محبت داشته باشند، به طوری که افراد همگی به منزله یک شخص باشند و در این صورت چنین طایفه و ملتی بر طوایف و ملتهای دیگر پیروز خواهند شد، همان طور که مسلمین صدراسلام بر اثر همین اتفاق و وحدت بر حکومتهای بزرگ آن پیروز شدند. بر اساس آنچه گفته شد و روایاتی که در این زمینه وجود دارد، مسلمین مامور و موظفند که با یکدیگر دوستی و مودت ورزند؛ و طبعاً آنچه این دوستی را می افزاید مطلوب و پسندیده است و هر چه از این دوستی و مودت کم کنند، ناپسند است و واضح است که غیبت کردن موجب کینه و دشمنی و بغض می شود و از این رهگذر وحدت اجتماع از بین می رود، و این از آسیب های اجتماعی غیبت است و لازم است برای پرهیز از این ضرر بزرگ از این عمل زشت دور شوند.
نکته ظریفی را مرحوم شیخ انصاری آورده و آن این است که مقصود از یاری رساندن غیبت شونده غیر از نهی از غیبت است؛ بلکه منظور آن است که هرگاه غیبت کننده عیبی دنیایی را مطرح کرد، شخص در جواب بگوید اینها که عیب نیست؛ بلکه گناه کردن عیب است؛ و اگر عیبی اخروی مطرح کند، برای یاری کردن برادر دینی اش بگوید: بالاخره افراد گاهی مرتکب خطا می شوند بهتر است برای او طلب آمرزش شود نه عیب جویی و غیبت.
نکته دیگر این که گاه شنونده غیبت با برخی حرکات مشوق غیبت کننده می شود، مثلاً وقتی غیبتی می شود مکرر" استغفار" کند یا کلامی مثل " عجب" و... بگوید.
این حرکات غیبت کننده را به ادامه کار تشویق می کند و طبعا حرمت آن محرز و مسلم است.
کلامی از شهید ثانی
شهید ثانی کلامی در این زمینه دارد و آن این که از بدترین انواع غیبت، غیبتی است که اهل علم با برخی جمله ها مرتکب می شوند؛ مثلاً وقتی سخن از کسی به میان می آید، او می گوید: الحمدلله که ما اهل ریا و خودنمایی نیستیم این شخص در حقیقت مرتکب غیبت شده، زیرا به طرف فهمانده است که شخص مورد نظر اهل ریا و خودنمایی است. یا گاهی کسی صفت بدی را به خود نسبت می دهد تا دیگری را به این صفت مطرح کند؛ مثلاً می گوید فلانی آدم خوبی است؛ ولی به دلیل کم تحملی که همه ما به آن مبتلا هستیم، در عبادات سست است.
یا بگوید: برای فلان دوست ما فلان حادثه اتفاق افتاد، خداوند او و ما را بیامرزد.
او با این کار در حقیقت سرپوشی بر باطن پلید خود قرار داده است. اینها نیز از مصادیق غیبت هستند.
آنچه گفته شد برخی از پیامدهای غیبت و نیز راههای مقابله با آن و مصادیق این گناه بود. به خداوند متعال پناه می بریم از نفس اماره و بدی هایی که رها کردن عنان زبان ما را به آنها دچار می سازد.
|
عشق یعنی دل سپردن در الست | |
|
از می وصل الهی مستِ مست |
|
|
عشق یعنی ذكر ناموس خدا | |
|
یا علی گفتن به زیر دست و پا |
|
|
عشق یعنی جلوه صبر خدا | |
|
شرم ایوب نبی از مرتضی |
|
|
عشق بر دلداده فرمان میدهد | |
|
عاشق جان داده را جان میدهد |
|
|
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت | |
|
پشت درب خانه زهرا جان گرفت |
|
|
عشق یعنی انقلاب فاطمه | |
|
از كبودی چشم تار فاطمه |
|
|
عشق یعنی عشق ناب فاطمه | |
|
بیت الاحزان خراب فاطمه |
شانه های زخمی اش را هیچ كس باور نداشت
بار غربت را كسی از روی دوشش بر نداشت
در نگاهش كوفه كوفه غربت و دلواپسی
عابر دلخسته جز نتهائیش یاور نداشت
بامهای خانه های مردم بیعت فروش
وقت استقبال از او جز سنگ و خاكستر نداشت
می چكید از مشك هاشان جرعه جرعه تشنگی
نخل هاشان میوه ای جز نیزه و خنجر نداشت
سنگها كمتر به پیشانی او پا می زدند
نسبتی نزدیك اگر با حضرت حیدر نداشت
روی گلگون و لبی پر خون و چشمانی كبود
سرنوشتی بین نامردان از این بهتر نداشت
سر سپردن در مسیر سربلندی سیره اش
جز شهادت آرزوی دیگری در سر نداشت
دخترش با دیدن بازارهای كوفه گفت
خوب شد بابای من در دست انگشتر نداشت
تبلیغات